رفتم که خار از پا کنم
محمل ز چشمم دور شد
یک لحظه غافل ماندم
یک عمر راهم دور شد
عمری بود بازم میام
خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته دو کاندیدای شکست خورده انتخابات دهم ریاست جمهوری در منزل مهدی کروبی که تعداد آرایش از تعداد آرای باطله نیز کمتر بود، دیدار کردند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» این دیدار که توسط رسانه های اصلاح طلب به صورت وسیع پوشش خبری داده شده، به عنوان "دیدار صمیمی دو یار دیرین" امام خمینی(ره)، بنیانگذار انقلاب اسلامی نام گذاری شده است.
چه آنکه هم کروبی و هم میرحسین موسوی بارها در خلال صحبت های خود بر همراهی و پایبندی خود بر راه و منش امام(ره) با عباراتی همچون "ابراز تاسف از خذف یاران امام" و ... تاکید کرده اند.
بر این اساس به این بهانه و برای اینکه به نظر می رسد باید این سیاسیون را قبل از بیرون آوردن از توهم پیروزی در انتخابات از توهم یار صدیق بودن امام درآورد، چند نکته در خصوص میزان زاویه تقریبا 180 درجه ای خط روشن امام(ره) و عملکرد اینجنابان مطرح می شود:
اول اینکه اگر تا قبل از برخی اتفاقات انتخابات می شد آقایان کروبی و میرحسین موسوی را در حوالی خط امام دانست به نظر دیگر با عملکرد بسیار سوال برانگیز در حوادث بعد از انتخابات نمی شود حتی تصور کرد مهدی کروبی و مهندس موسوی نسبتی با خط ایشان دارند.
شعار های ساختار شکنانه که به صراحت مورد توجه بی بی سی فارسی (صدا و سیمای مهندس موسوی)، صدای امریکا، العربیه و... قرار می گرفت اگر از صفحه ذهن تاریخ حذف شود قطعا از ذهن های مردم ایران بیرون نمی رود.
برای این که به آقایان کروبی و موسوی یادآور شویم که باید با همین استدلال دیگر درباره خط امام حرف نزنند به سراغ توصیه معروف ایشان درباره "میزان خوسحالی دشمن ملاک درستی عمل" می رویم.
اما شاه کلید دور افتادن همیشگی مهندس موسوی از خط امام و هر آنچه به این مرام و مسلک مربوط است به نامه ی تاریخی! میرحسین به شیخ مطرود مرد قرن و انقلاب برمی گردد و این سوال که اگر این نامه را قبول ندارید لطف کنی بگویید کجای خط امام را قبول دارید؟
ماجرا از این قرار است: روز ششم فرودین ماه سال 68 حضرت امام خمینی(ره) در نامه ای تاریخی به شیخ ساده لوح، منتظری با آغاز دردناک "با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند..." می نویسند که "از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید..."
به این ترتیب با همین جملات دیگر تکلیف منتظری و خط امام معلوم می شود و شاید دیگر نیازی به این عبارت امام خمینی که فرمودند: "برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را سادهلوح میدانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم. و الله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی میدانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم." نباشد.
اما جالب است بدانید روز 21 شهریور ماه سال 1388 و در اوج روزهایی که ادعای خط امامی بودن مهندس موسوی گوش فلک را کر کرده بود، وی در یک حرکت معنادار برای همه ی فرهیختگان، نامه ای سرگشاده به آقای متظری می نویسد و از ایشان کسب تکلیف می کند!
میرحسین در این نامه که به وضوح میزان دقیق پایبندی وی به آرمان های امام خمینی(ره) را نشان می دهد آورده است: "در این بیانیه راهکارهایى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه شده است که امیدوارم مورد اعتنا قرار گیرند"
به نظر می رسد دلایل دیگری برای اعطای نمره صفر به نخست وزیر دوران امام در شاه راه خط امامی بودن لازم نباشد.
«خبرنامه دانشجویان ایران» موضوع شفاف سازی ادعای خط امامی بودن را پیگیری می کند.
شاعر خوب و دوست داشتنی جناب آقای مودب شعری در وصف حال و هوای احتمالی اخراجی های ۳ سروده و به خدمت جناب آقای قزوه فرستاد .ایشان بعد از خواندن شعر آقای مودب جوابی و یا به تعبیری تعریضی بر این شعر داشتند که هر دو اثر جای تامل و تعمق دارند...
می دونم سوار بختن تا همیشه حاجیا
ترکشون نشسته با ناز و ادا شاباجیا
می دونم هر جا که میرن، صدر مجلس می شینن
هر جا مجلسی باشه، شروع میشه وراجیا
ناجیا رو اونا که غرقه شدن، نجات دادن
حالا جای منجیا رو خالی دیدن ناجیا
توی ولخرجی و لارجی به کسی باج نمی دن
خرجشون همیشه از کیسه ماس،خراجیا
کلاتو بپا که شاه و گدا تکراری نشه
با کلاه یا بی کلاه، همیشه هستن تاجیا!
اونا نازشون خریدار داره اما دل ما
همه جا چوب می خوره تو همه حراجیا
ما رو مثل بچه های آدم آواره می خوان
از بهشتی که خدا خواسته برا اخراجیا
اما جواب آقای قزوه :
این روزا دادن سیاستو به دست حاجیا
غرق دنیان یه جورایی همهی این ناجیا
دیدی شاه عربتسان همیشه تو امریکاست
من می گم آمریکاشم وصله به این حاجی ماجیا
نود سیاسی رو هم همینا میگردونن
خاطر خوشی ندارم من از این حلاجیا
بذار داوراشونم هر چی میخوان بگن بگن
پنبه کو که من گوشم پره از این ورّاجیا
حرمت ریش و سبیل لوطیا کشکه و دوغ
واسه ما خط و نشون میکشن این آغباجیا
من که از اولشم گفتم دعوا بازیه
کُرکُری خوندن پرسپولیسیاست با تاجیا
10 مهرماه 1388
«جنگ که تمام شد، گفتیم خیالمان راحت شده و می رویم پی زندگی مان، اما دیدیم ارزشها دارند رنگ می بازند و ضد ارزشها پیدا می شوند. وقتی کار به اینجا کشید، دیدم اگر من حالا سکوت کنم، خیانت کرده ام به آن هشت سال دفاع مقدس، که در آن، بهترین جوانان را از دست دادیم. تصمیم گرفتم برای دفاع از آن دفاع، خاطراتم را بگویم»
اگر قرار دادن نسخه اینترنتی از این کتاب دزدی به حساب نمی آمد خودم 850 صفحه را اسکن می کردم و میزاشتم روی وبلاگ.
بهترین کتابیه که خواندم/
خواندنش رابه همه توصیه می کنم چه قرمز چه سفید چه سبز.


پیشنهاد می کنم به این لینک سری بزنید تا اطلاعات بیشتری بگیرید.من اصلاً در حدی نیستم که بخواهم در مورد این کتاب حرفی بزنم.فقط می تونم به چند نفر دیگه معرفیش کنم و به کوچکی روح خودم در برابر این انسان ها و شهدا فکر کنم.
بسیجی شهید و سرباز پرآوازه و گمنام امام زمان.
مورد اصابت تیر ژسه از ناحیه پهلو قرار گرفت .
سهراب جزء حلقه دوم محاصره ساختمانی بود که تروریست های ترورهای اخیر در کردستان داخلش سنگر گرفته بودند.
به علت ازدحام جمعیت در اطراف ساختمان کار برای مامورین دشوار شد در این حین یکی از تروریست ها که از محاصره حلقه اول عبور کرده بود برای شلوغ کردن اوضاع و پیدا کردن راه فرار شروع به شلیک بی محابا به سمت مردم می کند .
سهراب برای دفاع از مردمی که در صحنه تجمع کرده بودند از مکان استقرار خود خارج می شه و تروریست را به هلاکت می رسونه ولی خودش هم مورد اصابت گلوله قرار می گیره.
این توهم نیست ، سهراب عاشق مادر تمام بچه های حزب الله بود و سرانجام هم از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
به یاد سهراب عزیز

من تمامی هموطنانم را که در انتخابات به میرحسین رای دادند ( احمق ، خنگ ، جاسوس ، جیره خور غرب ، نادان ، هوس باز ، آزادی دوست ( از نوع بیا بریم لب شط اونم نصفه شب ) نمی دانم . هر کس با دید خود رای می دهد.
ولی با کسانی که به بهانه انتخابات شورش و وحشی بازی راه می ندازن کارد و پنیرم !
هدف از درج این مطلب یه تلنگر به خودمان است که چرا چنین انسان های فوق العاده کثیف و ... باید از جنبش سبز حمایت کنند و چرا میر حسین کوچکترین بیانیه ای حداقل با این مضمون که نیازی به حمایت این آدم ها ندارد منتشر کرد.

بدینوسیله پیوستن بزرگ بانوی فرقه شیطانی-صهیونیستی «کابالا»،
اسوه اجرای حرکات شنیع و شهوانی
سمبل جسارت به دینداری و حضرت مسیح(ع)
بانو مدونا را به جنبش معنوی و خط امامیِ سبز تبریک می گوییم.
دنباله متن در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
علاقه مندان از طریق لینک زیر می توانید درخواست کنید.
خدایا به آسمان بلندت سوگند ، به عشق سوگند ، به شهادت سوگند ، به علی سوگند ، به حسین سوگند ، به روح سوگند ، به کوه های سر به فلک کشیده سوگند ، به سوز دل عاشقان سوگند ، به فداییان از جان گذشته سوگند ، به درد دل زجرکشیدگان سوگند ، به اشک یتیمان سوگند ، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند ، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم .
چه زیباست همدرد علی شدن ، زجر کشیدن ، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن ، از طرف حسودان و کینه توزان بی انصاف ، نفرین شنیدن ، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب ، سینه داغداری را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن ، چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است ، شیعه تمام عیار علی شدن.
شهید مصطفی چمران
شهریورماه هر سال، سالگشت رحلت جلال آلآحمد از نویسندگان برجسته تاریخ معاصر ایران است. همانکه «سیدحسین» نام دارد، شناسنامهاش وی را «سیدجلالالدین سادات آلاحمد» مینامد و به «جلال آلاحمد» مشهور است.
جلال در هفتم فروردین 1303 در محله سیدنصرالدین تهران به دنیا آمد. پدرش سیداحمد طالقانی روحانی بود و پس از اینکه جلال تحصیل در دبستان را به پایان رساند، او را مجبور کرد ترک تحصیل کند و در بازار مشغول کار شود. جلال نیز چنین کرد، اما دور از چشم پدر در کلاسهای شبانه مدرسه دارالفنون درس خواند. در همین زمان به اصرار پدر برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت اما زود به ایران بازگشت و از تحصیل علوم دینی منصرف شد.
در سال 1322ش از دارالفنون دیپلم گرفت و برای ادامه تحصیل راهی دانش سرای عالی شد و جزوهای با نام «عزاداریهای نامشروع» ترجمه و منتشر کرد.
او در سال 1323ش به عضویت «حزب توده ایران» درآمد و در فروردین سال 1324 اولین داستانش با نام «زیارت» در مجله «سخن» منتشر شد. چند ماه بعد هم مجموعه داستان «دید و بازدید عید» را به چاپ رساند. در سال 1325ش پس از پایان تحصیل در دانشسرای عالی، معلم شد. در حزب توده نیز زیرنظر «احسان طبری» (از سران این حزب) ماهنامه «مردم» را راه انداخت و شش ماه نیز مدیر چاپخانه حزب توده- چاپخانه شعلهور – بود. در سال 1326ش او، تعدادی از اعضای حزب توده به رهبری خلیل ملکی از آن حزب کناره گرفتند. علت کنارهگیریشان پیروی حزب توده از سیاستهای اتحاد جماهیر شوروی و رهبر آن استالین بود. آنها سپس حزب دیگری به نام «حزب سوسیالیست توده ایران» را راه انداختند که دوام چندانی نیاورد. جلال برای مدتی از سیاست کناره گرفت و به تألیف و ترجمه پرداخت.
دنباله در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
24/06/1388 - بیانات در دیدار فعالان عرصه هنر [دانلود، 6 مگابایت]
شاعر : محمد حسین جعفریان
جعفریان که خود جانباز است، این شعر را به جانبازان تحت درمان در «کلینیک درد» بیمارستان خاتم الانبیاء تقدیم کرده است.
*رهبر انقلاب گفتند : این شعر را خوشنویسی کنید. *
دیگر نمیگویم؛ پیشتر نرو!
اینجا باتلاق است!
حالا میگردم به کشف باتلاقی تواناتر
در اینهمه خردی که حتی باتلاقهایش
وظیفهشناس و عالی نیستند.
ادامه مطلب...
این سخنرانی واقعاً ارزش گوش دادن داره .
البته برای کسانی که به حقیقت علاقه دارند .
چگونگی سقوط مصدق ...
در مورد افسانه آژاکس ...
چرا دکتر احمدی نژاد در سال 86 جزء ده مرد جهان اعلام شد.(توسط نیویورک تایمز ) ...
طرح آمریکا برای کودتا در ایران بنا بر مدارک مستدل و محکم ( مقاله 160 صفحه ای موسسه مطالعات استراتژیک بروکینز ) که 2 روز قبل از انتخابات بر روی سایت این موسسه قرار گرفته است ...
آنفولانزای نیویورکی ...
در مورد هاشمی رفسنجانی ...
نقش voa bbc persian facebook twiter
سخنرانی به دو بخش تقسیم شده
سخنرانی دکتر عباسی در مورد پروژه آژاکس 2 در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بخش اول
سخنرانی دکتر عباسی در مورد پروژه آژاکس 2 در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بخش دوم
نکته : !!
پیشنهاد دانلود !!!
لینک دانلود مجموعه ای از سخنرانی های دکتر عباسی به صفحات وبلاگ اضافه شد.
» صوت کامل [